ارف چیست؟

آموزش ارف و آموزش موسیقی به کودکان

کارل ارف آهنگساز آلمانی بود و روش منحصربفردی را درآموزش موسیقی ابداع کرد که چندین سال است از آن در نقاط مختلف دنیا استفاد می شود. ارف، موسیقی ایده آل برای کودکان را به این گونه تعریف کرد: "در این موسیقی کودک نباید تنها باشد بلکه بهتر این است که موسیقی ارف به همراه حرکت، ریتم و گفتار باشد و تنها شامل گوش کردن نباشد. همچنین باید به گونه ای باشد که موجب مشارکت فعال کودکان گردد. در این موسیقی در ابتدا تجربه و سپس عقل حرف اول را می زنند. "

این ایده موجب ایجاد هماهنگی و درک درستی از مفاهیم و مهارت های موسیقی می شود و ایجاد ارتباط بین دانش آموزان و موسیقی در سطوح مختلفی از موسیقی را دز پی دارد. این سطوح عبارتند از گفتار، سرود خوانی، حرکت، آواز خواندن، نمایش، درام، و نواختن سازهای مختلف در موسیقی .

فلسفه ارف سبب شد کودکان موسیقی را در سطح درک خود تجربه کنند و در محیط طبیعی بازی خود به یادگیری این موسیقی بپردازند و از آن لذت ببرند. در واقع موسیقی ارف سبب تقویت مهارت های ذهنی و شنیداری و حرکتی در کودکان می شود.

آغاز کلاس های ارف ممکن است با گوش دادن به یک داستان کوتاه آغاز شود. به این گونه که پس از طرح داستان از کودکان خواسته می شود برخی از عناصر داستان را تفسیر کنند. از گروهی دیگر از کودکان درخواست می شود با انتخاب ابزارهای موسیقی صدایی شبیه به صدای باران را شبیه سازی کنند و از گروه دیگر خواسته می شود یک صدای شاد را با استفاده از ابزار مسیقی ایجاد کنند از گروه های دیگر هم درخواست می شود صدایی را توسط ابزار موسیقی برای ماه و یا خورشید از خود ابداع کنند.

مدرس داستان را دوباره می خواند و این بار کودکان جلوه های صوتی مختلف را به داستان اضافه می کنند. مدرس همچنین برخی از ابزار ارف مانند سنتور،آلتو و زیلوفون و متالوفون را برای این منظور مورد استفاده قرار می دهد.


عناصر مورد استفاده در ارف

فلسفه اصلی ارف در واقع آموزش موسیقی برای همه افراد است که اساس آن یک رویکرد تجربی در یادگیری موسیقی فعال است. ارف سبب ایجاد خلاقیت از طریق واکنش های طبیعی دانش آموزان به موسیقی می گردد. 

از عناصر مورد استفاده در موسیقی ارف می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. ریتم : ارف با ریتم که یکی از اساسی ترین عناصر موسیقی است آغاز می شود. آموزش ریتم در موسیقی ارف توسط الگوهای گفتاری طبیعی صورت می گیرد.  صحبت کردن، آواز و موسیقی و حرکت در کودکان به صورت پیوسته انجام می گیرد سپس مدرس، دانش آموزان را به سمت فرایند خلاق و استعداد های موجود درهر فرد راهنمایی می کند. با ارتباط برقرار کردن میان الگوهای رفتاری کودکان و ریتم، می توان ریتم را به آنان آموزش داد. در واقع به طور طبیعی هم الگوهای حرکتی و ریتم بدن موجب ایجاد موسیقی می گردد.

2. ملودی : تدریس ملودی نیز به همان شیوه انجام می پذیرد. وقفه های ساده توسط زیر و بمی کلمات ایجاد می گردند. ترکیب این وقفه ها موجب ایجاد ملودی می شود. این ملودی بعدا توسط ابزار موسیقی اجرا می گردد. همانگونه که ارف هم تاکید داشت در این آموزش ابتدا تجربه و سپس عقل کاربرد دارند. بنابراین برای یافتن ملودی مورد نظر از طریق بازی کودکان و تجربه هم این کار صورت می پذیرد.

3. بداهه نوازی : عنصر بداهه نوازی یکی دیگر از بخش های مربوط به بازی و تجربه کودکان است. معلم مرزهایی را برای کودکان تعیین می کند و کودکان با توجه به این مرزهای مشخص شده می توانند ملودی و یا ریتم دلخواه خود را طراحی و اجرا کنند.